امید ظریفی

امید ظریفی
سَرگَشتِه‎یِ مَحضیم دَر این وادیِ حِیرَت
عاقِل‌تَر اَز آنیم کِه دیوانِه نَباشیم

فعلن همین! تا ببینیم خدا چی میخواد...
آخرین مطالب

۲۰ مطلب با موضوع «گنجشکانه» ثبت شده است

فکری این توهماتم که مثلن داخل اتاقِ کرسی، روی پشتی و روبه‌روی مکعب مُلَوَن لم داده‌ام و مردک اخبارگو هم دارد از آن تو در مورد تحولات و مقاتلات خاورمیانه نطق می‌کند. یک‌باره از شاه‌نشین صدایت می‌آید که نگاه کن ببین قیمه‌ی روی بار ته نگیرد! جَلدی خودم را به مطبخ می‌رسانم و می‌روم بالای سر قابلمه و درش را برمی‌دارم. جدایِ رنگ و بوی دل‌برش، دفعتن شستم خبردار می‌شود که عجب تناظری دارد این قیمه‌ی روی بار با داستانِ منطقه! لپه‌ی افغانی، زردچوبه‌ی لبنانی، سیب‌زمینی ترکیه‌ای، لیموعمانی ایرانی، رب‌گوجه‌ی سوری و یحتمل برنج پاکستانی. یک ترکیب خاورمیانه‌ای کامل! هر قُلپی که می‌جوشد، پنداری بمبی در جایی منفجر می‌شود و تکه‌های گوشت‌ش هم که انگار پاره‌پاره‌های بدن آدم‌ها... ولش کن؛ سرِ ظهرِ ماهِ صیام حالت را بد نکنم شازده!

پیش‌پیش قبول باشد نماز و روزه‌ات. والسلام علی من اتبع الهدی!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۱۹
امید ظریفی

جسارت است، اما مگر این اخویِ دیلاق‌تان مرده که تو را دم افطار می‌فرستند نانوایی شازده! فقط بلد است برای ما هارت‌وپورت کند و باد بیندازد داخل غبغب مبارکش؟! باری، زین‌پس نیم ساعت مانده به اذان بقچه‌تان را بگذار دم منزل. باقی‌اش با من. فقط هرطور خودت می‌دانی شیرفهمم کن که تافتون می‌خواهید یا بربری...

#رمضان_1439_قمری

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۵۲
امید ظریفی

مرتبه‌ی پیش گرانیِ دلار را عَلَم کرد، پیش‌ترش ریختن پلاسکو و پیش‌ترترش هم خطر حرام‌زاده‌های داعشی. حالا هم که این شلغمِ مو بور هوس کرده از برجام بزند بیرون، یحتمل می‌خواهد داستانِ ما را بیندازد بعد از مبرهن شدن مراودات بین‌المللی! ابوی‌تان، رحمت‌الله‌خان، را می‌گویم شازده‌جان! نمی‌فهمم آخر زندگیِ منِ بی‌خبر از همه‌جا چه ربطی به فنجامین برانکلین و چند تکه لباس و یک مشت ریش و دو تا کاغذپاره دارد که هر بار حواله می‌شوم به بعدن. نمی‌شود که یک سوزن به خودش بزند، یک جوالدوز به ما! به قول قدیمی‌ها:

خوب شد به مگس گفتند مگز! اگر می‌گفتند بگز دیگر چه می‌کرد؟!

القصه مطمئنی نام ابوی‌تان در شناسنامه هم همان رحمت‌الله‌خان است؟! من که بعید می‌دانم.

زیاده جسارت است...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۱۹
امید ظریفی

در مورد چیزی که اندیشیدی خالی‌الذهنم؛ اما علی‌ایّ‌حال روا نبود که آن گردوشکنِ چراغ‌قوه‌دارت را بفروشی و عایدی ماه‌ها جان‌کندنت را هم رویش بگذاری و بدهی برای یک ماسماسکِ فَکَسنی که تازه سیب پشتش هم گازخورده هست! اگر غرض زنگ زدن به این و آن بود که با همان قبلی هم حاصل می‌شد. اصلن همه‌ی بدبختی ما، ذُریه‌ی آدم(ع)، به خاطر سیبِ نیم‌خورده است شازده. مادرمان که به حرف هم‌سنگش گوش نداد و همه‌مان را به هبوط کشاند؛ خواهشن تو دیگر به حرف حقیر گوش کن که ناخواسته بدبخت‌مان نکنی! اقلن کمی صبر می‌کردی؛ مطمئنن لختی دیگر سالم و گازنخورده‌اش هم پیدا می‌شد. میوه‌های دیگرش هم!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۴۹
امید ظریفی

احسان‌شان قبول. الحق و الانصاف، هر مرتبه خوش‌مزه‌تر می‌شود این آشی که می‌پزند. رای من را بخواهی، همان بهتر که سر و ته این تخم نابسم‌الله را هم‌آوردند. خدا می‌داند چقدر اندیشه‌ی کال و کرم‌خورده ریخته توی کله‌ی مردم کوچه و بازار. البت من از همان اول از این قِسم قرتی‌قربیلک‌بازی‌ها بلد نبودم شازده. هفت پشت من هم بلد نبوده. قبول کن این غربتی‌گری‌ها را درآورده‌اند که امثال ما را تلکه کنند؛ وگرنه اگر مقصود رساندن پیام باشد که ارتباط بین دو دل بسنده می‌کند. دیگر این اطوارها هم نیاز نیست، خودشان کبوتر نامه‌بر دارند! راستی کبوتر ما رسید یا نه شازده؟!

#فیلترینگ_تلگرام

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۴۱
امید ظریفی

نقل است که قدیم‌الایام بزرگی را گفتند: موسیقیِ بی‌ساز به چه ماند؟ گفت: به کبابِ بی‌پیاز! القصه نمی‌دانم چرا هرچه پای این مکعبِ ملون می‌نشینم، دیده‌ام به شکل و شمایل یک آلت موسیقی هم مزین نمی‌شود. حالا پیانو و ویولون که آن‌وری هست یک چیزی، ولی کمانچه و چنگ و تار و دوتار و سه‌تار و کلن هر «چیزتار»ی [البت به غیر از گیتار!] که دیگر برای خودمان است. دیگر با این‌ها چرا عناد دارند، حکمن ایزد می‌داند. باری دیروز قضیه را به داود زرشکی گفتم. قرار شد الساعه دم و دستگاهی برایمان بیاورد که این چیزها را هم بشود داخلش دید. نمی‌دانم چرا دم صبحی خبرش را آوردند که نظمیه دم و دستگاه را قلع و قمع کرده و خود داود را هم اسیر! تو نمی‌دانی چرا شازده؟!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۰۱
امید ظریفی

به خدا ستم است از همچو منی که بعد از یک سال کله‌ی سحر بیدار شدن و ناشتا تا میدان مخبرالدوله رفتن و نشستن سر کلاسِ زبانِ فلان مادام، هنوز «his eyes» را «چشمان هیز» ترجمه می‌کنم، میان جمع بپرسی که ریشه‌ی wikipedia چیست! بنده اگر بدانم هم نمی‌توانم wiki را بچسبانم به encyclopedia ! باور کن خود مرحوم سلینجر* هم قادر نیست این دومی را ادا کند شازده!

به جای این خارجکی‌بازی‌ها کمی هم دستور اطوار مرا یاد بگیر. دیلماج چشم‌های من باش...

* نویسنده‌ی آمریکایی 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۰۱
امید ظریفی

والده‌ام مکررن اظهار می‌داشت که روا نیست به این راحتی کنارش بگذارم. ابوی‌ام در چشمانم زل می‌زد و معروض می‌داشت که پسرجان، امروز گرمی و حالی‌ت نیست؛ فردا تازه می‌فهمی چقدر وجودت به وجودش بند بوده. بنده اما لبخندِ مثلن زیرکانه‌ای می‌زدم و محکم می‌گفتم: «نه مادر. نه پدر. آن دوران گذشته است. می‌خواهم زین پس زندگیِ جدیدی داشته باشم.» والده و ابوی‌ام هم سری به تاسف تکان می‌دادند و می‌رفتند. انگار خبر داشتند که آخرالامر سرم به سنگ می‌خورد و پشیمان می‌شوم.

گذشت و گذشت تا به امروز. دقیقن همین امروز. وقتی زیر بارانِ هنگفتی که به صورتم شلاق می‌زد در حال قدم زدن بودم، دریافتم که آن‌ها راست می‌گفتند. دریافتم که اشتباه کردم... نباید دم عید همه‌ی لباس‌های زمستانی‌ام را جمع می‌کردم شازده!

ایده از Inside Monster

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۰۵
امید ظریفی

ای یاد تو مونس تمام ایام

ای جمعه‌ترین شنبه‌ی سال‌م، سلام! (-:

#تعطیلیِ_مبعث!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۰۳:۳۶
امید ظریفی

شازده جان! بدت نیاید ولی پدرمان را درآوردی امروز. ملت می‌دیدند که در سال‌مُط* نشسته‌ام و ریاضی 2 می‌خوانم. ولی تو که غریبه نیستی، ذهنم دربست مشغول تو بود. علی سبیل المثال شعاع انحنای ابروان‌ت را محاسبه می‌کردم و احساساتم را پارامتری‌سازی. معادله‌ی خم رخساره‌ات را که بدست می‌آوردم دستانم طوری می‌لرزید که انگاری هزارها بار از دلم مشتق گرفته‌اند. باور کن تابع دل ما بی‌نهایت‌بار مشتق‌پذیر نیست؛ از جایی به بعد صفر می‌شود!

سرت را درد نیاورم. خلاصه که فعلن حقیر مانده است و امتحان فردا! دفعه‌ی بعد که تصمیمت بر این شد که گذری بر ذهن مشوش و مخدوش ما بزنی، از قبل هماهنگ کن که این‌طور سیاه‌روز نشوم!

خدا به خیر کند...

* سالن مطالعه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۵۷
امید ظریفی