امید ظریفی

امید ظریفی
سَرگَشتِه‎یِ مَحضیم دَر این وادیِ حِیرَت
عاقِل‌تَر اَز آنیم کِه دیوانِه نَباشیم

فعلن همین! تا ببینیم خدا چی میخواد...
۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۵۳

بودن

 

«بودن»، داستانِ عکس پایین است. داستانِ طور دیگر نگاه کردن. داستانِ بخت و اقبال. داستانِ طبیعت. برای همین اسم شخصیت اصلی کتاب «چَنسی گاردینر» است. داستان بسیار کوتاه است و هرچه که بخواهم بگویم مقدار خوبی از آن را لو می‌دهد. اما قضیه از این قرار است که چنسی از بدو تولد دچار یک نوع اختلال مغزی است و برای همین نمی‌تواند خوب فکر کند. از همان زمان نوزادی که مادرِ خود را از دست می‌دهد مردی ثروت‌مند او را به خانه‌ی خودش می‌برد و پرورشش می‌دهد. سال‌ها می‌گذرد. چنسی بزرگ می‌شود، ولی هنوز نمی‌تواند خوب فکر کند. او نه هویتی دارد و نه نیاز است که داشته باشد؛ چون تمام وقتش را به حفاظت از باغِ پیرمرد و دیدن تلویزیون می‌گذراند و تا به حال هم فقط چند باری از اتاق خودش بیرون رفته. خارج از خانه که بماند! اما بالاخره یک روز پیرمرد می‌میرد. چنسی مجبور است خانه را ترک کند و ...

فیلم «Being there» هم که در سال 1979 ساخته شده، بر اساس همین کتاب است. هنوز ندیدمش. دیدم می‌نویسم ازش. 

 

 

پی‌نوشت1: «عشق» مهم‌تر از «شوقِ باهم‌بودن» است.

پی‌نوشت2: «حضور» مهم‌تر از «بودن» است.

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۱۸
امید ظریفی

نظرات  (۲)

۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۲۸ مهدی صالح پور
کتاب رو که داریم و می‌خونیم. مرسی بابت معرفیِ فیلم آخرش. :)
پاسخ:
هم خوش بخونید و هم خوش ببینید (-:
فیلم being there بی نظیره با هنرنمایی پیتر سلرز... من واقعا دوستش داشتم گرچه کتاب رو نخوندم و نمیدونم چقدر بهش وفاداره، اما این بعد داستان که "هرکاری کنی و هرچیزی بگی، در آخر دیگران همیشه برداشت های شخصی خودشونو از کارا و حرفات دارن" رو خیلی دوست داشتم 
پاسخ:
ممنون بابت توضیحات...
و چقدر حرف داخل پرانتز، حرف درستیه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">